شواهدی وجود دارد که نشان میدهد نیروهای زمینی چین در خاک افغانستان به فعالیت مشغولاند و همراه با نیروهای افغان عملیات مشترک ضد تروریستی انجام میدهند.
این مسئله بر گمانهزنیها دربارۀ آمادگی پکن برای ایفای نقشی مهمتر در امنیت افغانستان پس از خروج نیروهای امریکا و ناتو دامن میزند.
دامنۀ این حضور نظامی هنوز مشخص نیست و پنتاگون نیز درباره جزئیات آن اظهارنظری نکرده است. یکی از سخنگویان پنتاگون گفت: «ما فقط میدانیم که آنها آنجا هستند و حضور دارند.»
مقامهای نظامی امریکا در واشنگتن و کابل نیز به سؤالاتی از این دست پاسخ مشخص ندادهاند.
دولتهای چین و افغانستان هر دو گزارشهایی دربارۀ حضور مشترک نظامی در افغانستان دادهاند. سال گذشته خبرگزاری رویترز تصاویری منتشر کرد که خودروهای نظامی چینی را در منطقۀ پامیر کوچک در استان بدخشان افغانستان نشان میداد.
در همین حال، در ماه ژانویه نیز رسانههای چین گزارشی منتشر کردند که نشان میداد نیروهای چین یگانی از نیروهای ویژۀ امریکا را که در افغانستان هدف حمله قرار گرفته بودند، نجات دادهاند.
این خبر البته احتمالاً یک تبلیغات ساختگی بوده چراکه مقامهای امریکا در افغانستان وقوع چنین حملهای را رد کردند. اما به نظر میرسد این خبر بر منافع مشترک دو کشور در مبارزه با تروریسم تأکید میکرده است.
چین باوجود روابط گسترده با غرب، همواره از تداوم حضور نظامی ناتو و امریکا در افغانستان نگران بوده و بهعنوان یک تهدید امنیتی به آن نگاه میکند.
یعنی چين مخالف حضور بلندمدت امريکا در افغانستان است و سیاست چین در قبال افغانستان بر بیرون راندن امریکاییها و ایجاد ثبات در افغانستان متمرکز بوده است.

اما غیر از دلایل سیاسی، علت تمایل چین به حضور در افغانستان چیست؟ کارشناسان دو انگیزۀ مهم این کشور را شناسایی کردهاند: امنیت و تجارت.
دربارۀ مسئلۀ امنیت، کارشناسان به حضور گروه شبهنظامی اویغورها اشاره میکنند که سالهاست در منطقه فعالیت میکند. دشمنی این گروه با دولت چین از سال 1949 آغاز شد. وزارت خارجۀ امریکا در سال 2002 آن را یک سازمان تروریستی نامید.
دهۀ 1990 افغانستان پناهگاه امنی برای پیکارجویان اویغوری بود. به علاوه در سال گذشته رسانههای بسیاری به حضور نیروهایی از چین در داعش اشاره کردهاند و به اذعان مقامات بلندپایه چینی، شماری از اویغورها همراه با نیروهای داعش در سوریه و عراق میجنگند.
این مسئله موجب نگرانی مقامات چین شده است. در این راستا نفوذ داعش در افغانستان، نگرانی امنیتی فزایندهای را در چین سبب شده است تا مبادا عوامل این گروه راهی برای نفوذ به منطقه خودمختار «سین کیانگ» در غرب چین بیابند.
امنیت مرزها و ثبات در منطقه از نگرانیهای اصلی چین است، بنابراین اقدامات این کشور در افغانستان با همکاری پاکستان، و درحالیکه امریکا در حال عقبنشینی است، منافع پکن را تأمین میکند.
بنابراین واشنگتن بر سر یک دوراهی عجیب قرار گرفته: از یکسو کمک چین در کشور جنگزدۀ افغانستان به نظر مفید میآید. از سوی دیگر مناقشۀ امریکا و چین بر سر دریای جنوبی چین شدت گرفته است. پکن واشنگتن را به دخالت در مسائل منطقهای و تنشزایی در دریای جنوبیِ چین متهم میکند و در مقابل امریکا مدعی است چین با ساخت جزایر مصنوعی در مناطق مورد مناقشه درصدد احیای اراضی است.
اقدامات امریکا ازجمله گشت زنی ناوهای جنگی آن در مناطق نزدیک جزایر تحت کنترل چین، بارها اعتراض و انتقاد چین را در پی داشته است.
بنابراین به نظر میرسد امریکا تصمیم گرفته هر جا که میتواند با چین همکاری کند و هر جا که لازم است، با آن به مقابله بپردازد.
کارشناسان میگویند ثبات در افغانستان هم به نفع امریکا و هم به نفع چین است.
دربارۀ انگیزۀ دوم چین از حضور در افغانستان، یعنی تجارت، نیز کارشناسان معتقدند منافع اقتصادی چین از طریق منابع طبیعی و معادن غنی افغانستان و نیز دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی تأمین میشود.
همچنین خاک افغانستان میتواند گذرگاه خوبی برای انتقال انرژی و تأسیس خطوط انتقال انرژی به سمت چین باشد. درواقع چین با در نظر داشتن پیوستن افغانستان به پروژۀ «کمربند اقتصادی ابریشم» و دیگر سرمایهگذاریهای اقتصادیاش در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، تلاش میکند از روند بازسازی افغانستان حمایت کند.
استفاده از این مطلب با ذکر منبع «پرس تیوی فارسی» بلامانع است.